تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

87

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و انتظام بوده و به طورى كه كشف شده است ، سلولها به طرز عجيب و غريبى به خاطر مبارزه و حمله و غلبه ، ميادين و سنگرها تشكيل داده و با موازين علمى براى جنگ و يورش مخصوص نقشه‌ها طرح نموده و براى حفظ خود دوايرى تشكيل داده و پشت به يكديگر از يك سو با دشمن جنگيده و ميانهء خود را از اغيار خالى مىنمايند . چنان كه ممكن است اينها در عالم خود ، تصور كنند كه غير محيطى كه در آن زندگى مىكنند ، محيط ديگرى نبوده و عالم همان است كه آنها دارند و ديگر وراى آن خلأ و ملأى نيست . ما هم در عروق اين عالم بزرگ قرار گرفته و زمين ما به منزلهء حصاتى بوده كه در حال مرض در مثانهء شخص پيدا مىشود . اين است كه حكما گفته‌اند : زمين ما ، در مقابل عالم پهناور به منزلهء سنگريزه‌اى در بيابان پهناور است به طورى كه اگر عالم در مقابل چشم ما متجسم شود مانند سنگى در مثانهء شخص مريض است . « 1 » اين است كه خداوند متعال از عالم طبيعت به عالم دنيا تعبير نموده است كه احتمالًا اسم آن را نبرده و به طور كنايه آن را ذكر كرده است و بهترين تعبير را براى آن آورده است ، آنچه ادنى و پست است و در حضيض قرار گرفته است كه اگر عالم به چشم ما متمثل شود شايد اين زمين ما يكى از اعضاى اسفل آن باشد كه از غايت دنائت نمىشود اسم آن را برد و از آن به دنيا تعبير نموده‌اند . يكى از اهل ذوق مىگفت : دنيا در لغت عرب آن كهنه پارچه‌اى است كه زنها در ايام عادت به خود مىبندند . البته دنيا اسم آن هم نيست چون اسم بردن از آن از غايت دنائت و پستى قبيح بوده به كنايه از آن به دنيا تعبير نموده‌اند . و اين مطلب با اينكه در اين عالم اشخاصى يافت شوند كه از عوالم شريفه اشرف باشند منافى نيست ؛ زيرا شرافت آنها به واسطهء ماديت و طبيعتى كه دارند نيست . بلكه به واسطهء روحانيت و نفس ناطقهء شريفهء آنهاست كه از عالم اشرف است . ممكن است نفوس شريفهء آنها كه اصلًا از سنخ عالم ماده نيست به گونه‌اى روحانى باشد كه از عالم عقل و روحانى اشرف باشد .

--> ( 1 ) - مبدأ و معاد شيخ الرئيس ، ص 74 .